لغت نامه دهخدا
حرف سهل. [ ح َ ف ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرف سرد. ( مجموعه مترادفات ص 209 ).
حرف سهل. [ ح َ ف ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرف سرد. ( مجموعه مترادفات ص 209 ).
حرف سرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بکی وعده کنی حرف وفا هم گوئی در دلت هست وفا گو بوفا بسم الله
💡 چون خط سبز تو یک حرف ندیدهست صبا عمرها دفتر گل گرچه به هم برزده است
💡 گفتار صدق، مایهٔ آزار میشود چون حرف حق بلند شود دار میشود
💡 کند به پیش سیاه و سفید حرف تو سبز روان شود چو بجوی زبان زلال ادب
💡 شود آیا که ز ما حرف وفا گوش کنی مهربان باشی و بیداد فراموش کنی