حدیقه ٔ قدس

لغت نامه دهخدا

حدیقه قدس. [ ح َ ق َ ی ِ ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مرتبه واحدیت که آنرا جبروت گویند. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مرتبه واحدیت که آنرا جبروت گویند

جمله سازی با حدیقه ٔ قدس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیدل در این حدیقه نشد جز من آشکار سرگشتگی نهال وگل ریشه گردباد

💡 گل حدیقه صلب رسول زهره زهرا که از صباح عروسان شکفته روی تر آمد

💡 ز چشمه تیغ یمانی آب داده ی تو نم حدیقه ی شرع رسول تازی باد

💡 چون مرغ روحش از قفس تن پریده شد آسوده در حدیقه خلد برین کنش

💡 بفروزم از چراغ روان شمع عشق را ناموس این حدیقه ی انوار بشکنم

💡 درین حدیقه گل از زندگی کسی چیند که تار و پود حیاتش ز خار خار دل است