حجله ساز

لغت نامه دهخدا

حجله ساز. [ ح ِ / ح َ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) حجله کش. کسی که حجله عروس و داماد راترتیب میدهد و آرایش میکند. ( آنندراج ):
باش تا حجله ساز طالع تو
بزم را فرش ز اختران سازد.حسین ثنائی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کسی که حجله عروس و داماد را ترتیب میدهد و آرایش میکند

جمله سازی با حجله ساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مجلس زلف تو جائی است کز آن مجنون را نتوان برد سوی حجله لیلی به کمند

💡 كجاست آن چهره هاى نازپرورده كه همواره در حجله هاى مزين پس ‍ پرده هاى الوان به سرمى بردند؟

💡 عقد آن دو در ساعتى سعد بسته شد و عروس را آرايش نموده به حجله عروسى بردند.هنگامى كه داماد روى عروس را گشود و رخسار زيباى او را ديد، خدا را شكر نمود و بهگوشه اى رفت و مشغول مطالعه شد.

💡 لحظه اى بعد جويبر را به حجله آوردند. وقتى اتاق خلوت شد، و نگاهش بهرخسار زيباى عروس افتاد، و خود را در خانه اى ديد كه همه چيز دارد، و غرق در زينت وعطر است، برخاست به گوشه اى رفت و تا سپيده دممشغول قرائت قرآن و نماز و عبادت شد!

💡 چو عشق تو همه بینایی است شاهد وصل چوحسن با همه آرایش است حجله سور

💡 ثنای او به دل ما فرو نیاید از آنک عروس سخت شگرف است و حجله نا زیبا