لغت نامه دهخدا
حجر سماوی. [ ح َ ج َ رِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حجر بقرانی. حجر بقران. حجارة الجو. حجرالصواعق.
حجر سماوی. [ ح َ ج َ رِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حجر بقرانی. حجر بقران. حجارة الجو. حجرالصواعق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستگاه مختصات کهکشانی یک دستگاه مختصات سماوی در مختصات کروی است که خورشید در مرکز آن قرار داشته و جهت اولیه با مرکز تقریبی کهکشان راه شیری همسو شده است. همچنین صفحه بنیادی این دستگاه تقریباً موازی با صفحه کهکشانی است اما به سمت شمال آن منحرف شده است. دستگاه مختصات کهکشانی از قانون دست راست استفاده میکند؛ به این معنی که مختصات به سمت شمال و به سمت شرق در صفحه بنیادی دارای مقادیر مثبت هستند.
💡 با عرض سماوی ۳ درجه و طول سماوی ۷۱ درجه، احتمال میرود در بازوی جبار در کهکشان راه شیری باشد، این بازو در نزدیکی بازوی کمان قرار دارد اما ثابت شدهاست که ماکیان ایکس یک در این بازو نیست، با وجود اینکه در کهکشان راه شیری مرز مشخصی بین بازوها وجود ندارد.
💡 دستگاه مختصات کهکشانی یک دستگاه مختصات سماوی در مختصات کروی است که خورشید در مرکز آن قرار داشته و جهت اولیه با مرکز تقریبی کهکشان راه شیری همسو شدهاست. همچنین صفحه بنیادی این دستگاه تقریباً موازی با صفحه کهکشانی است اما به سمت شمال آن منحرف شدهاست. دستگاه مختصات کهکشانی از قانون دست راست استفاده میکند؛ به این معنی که مختصات به سمت شمال و به سمت شرق در صفحه بنیادی دارای مقادیر مثبت هستند.
💡 صورت تاربست از جمله صورتهای فلکی است که در نیمکره شمالی زمین به هیچ عنوان دیده نمیشود و تقریباً در نزدیکی محور سماوی قطب جنوب قرار دارد.
💡 کهکشان راه شیری کهکشانی است که ما زمینیان در آن زندگی میکنیم. این کهکشان به شکل نوار درخشانی که آسمان را دور میزند و با استوای سماوی ۶۳ درجه زاویه میسازد. در شبهای تاریک بدون ماه با چشم غیر مسلح دیده میشود.