لغت نامه دهخدا
حجر برقی. [ ح َ ج َ رِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مطابق نسخه لکلرک از ابن البیطار، و در اصل ابن البیطار چاپی، حجر بارقی. رجوع به حجر بارقی شود.
حجر برقی. [ ح َ ج َ رِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مطابق نسخه لکلرک از ابن البیطار، و در اصل ابن البیطار چاپی، حجر بارقی. رجوع به حجر بارقی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برقی از خانه زین میجهد ای دل بشتاب که دمی در صف نظارگیانش باشی
💡 در ادامه سیاستهای تشویقی، دولت ژاپن در برنامهای که تا سال ۲۰۱۴ میلادی تمدید شد یارانهای حدود ۸۵۰۰ دلار به خریداران خودروی برقی پرداخت میکرد.
💡 در دهه ۱۹۵۰، اولین مسواک برقی در سوئیس اختراع شد. و تا سال ۲۰۰۰، بیشتر مسواکها دارای موهای نایلونی و دستههای پلاستیکی بودند.
💡 صائب از جلوه برقی که به خرمن افتاد سینه پردازی آه تو به یادم آمد
💡 چو بیند سوز من گوید که این زرق است یا برقی چو بیند گریهام گوید که این اشک است یا باران
💡 فال فرخنده بیایید به دیدار زنیم برقی از شمع تجلّی به شب تار زنیم