حبیب اجری
لغت نامه دهخدا
( حبیب آجری ) حبیب آجری. [ ح َ ب ِ ج ُ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب بن حسن بن أبان شود.
جمله سازی با حبیب اجری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشق و دوستی شهر و وطن کفر است این وطنش کوی حبیب است چه شام و چه حلب
💡 بخش حبیبآباد یکی از بخشهای شهرستان برخوار استان اصفهان ایران است.
💡 جهان ز پرتو روی حبیب روشن گشت بجان دوست،که آن روشنی هم از ما شد
💡 چو از حبیبان برشد خروش ما نصنع همه طبیبان جستند عذر لاندری
💡 فاصله این روستا تا شهر بابل ۱۸ کیلومتر میباشد و جاده حبیبی که بابل را به بندپی شرقی وصل میکند از وسط روستا میگذرد