حاکمیت تجمیعی
فرهنگستان زبان و ادب
{pooled sovereignty} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] اختیار قانونی که تعدادی از دولت ها برای تصمیم گیری جمعی و سیاست گذاری عمومی به یک سازمان از میان خود واگذار می کنند
ویکی واژه
اختیار قانونی که تعدادی از دولتها برای تصمیمگیری جمعی و سیاستگذاری عمومی به یک سازمان از میان خود واگذار میکنند.
جمله سازی با حاکمیت تجمیعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشترک ایران بر اروند رود را از بین میبرد. علیرغم آنکه دولتهای روسیه و عثمانی فشار فراوانی به طرفداری از عثمانی به حکومت ایران وارد کردند اما محمدشاه قاجار و نماینده ایران در مذاکرات (امیر کبیر) هیچگاه شروط عثمانی را نپذیرفتند؛ و بر حق حاکمیت و کشتیرانی مشترک در اروند رود تأکید داشتند.
💡 او گفت که «رد صلاحیتهای سلیقهای و دخالتهای فراقانونی قوه قضایی» در امور سایر قوا باعث تضعیف حق حاکمیت ملی شدهاست.
💡 در دوره حاکمیت حزب بعث در عراق، در ۱۳۴۷ ش، دولت عراق در کتابها و نقشهها خوزستان را به عربستان، خرمشهر را به محمره، آبادان را به عبادان و اهواز را به الاحواز تغییر داد. با این حال در ۱۳۵۳، دولت ایران و عراق طی توافق نامه مرزی الجزیره، مرز میان دو کشور را خط تالوگ اروندرود قرار دادند، مظروط بر اینکه دولت ایران از حمایت شورشیان کُرد در شمال عراق دست بردارد.
💡 در دههٔ ۶۰ و به دنبال امضای بیانیههایی از طرف «جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران» یک بار دیگر برای مدت کوتاهی به زندان افتاد.