حازمه کوی

لغت نامه دهخدا

حازمه کوی. [ زِ م َ ] ( اِخ ) محله ای است در آمل. و علت تسمیه این محل بدین نام آن است که عبداﷲبن حازم حاکم مازندران در نیمه دوم مائه دوم، یعنی بزمان هارون خانه خود را در این محله بساخت. رجوع به سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 34 شود.

فرهنگ فارسی

محله ایست در آمل

جمله سازی با حازمه کوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در گاتاها کوی آمر و پادشاه است چرا که هم برای امرای مزدیسنا آمده و هم برای امرای دیویسنا. بیشتر با گرهم، کرپن و اوسیج که از دیوان هستند، همگروه است.

💡 در ساعات پایانی شب ۲۳ خرداد نیز، درگیری‌های وسیعی در امیرآباد شمالی و کوی دانشگاه گزارش شد. و اعتراض مردم با سر دادن شعار «الله اکبر» و رفتن به پشت بام‌ها یا از پنجره‌ها در شنبه شب ادامه پیدا کرد.

💡 یک نماینده مجلس و عضو کمیته پیگیری حمله به کوی دانشگاه ضمن تأیید دست داشتن بسیجیان در این حمله گفت که ابعاد این یورش شدید تر از حمله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ بوده‌است.

💡 گر ز کوی عاشقانی، تا عدم هم خانه باش خویش خوش رویان شدی، با خویشتن بیگانه باش

💡 هر روز و هر شب بگذرم تنها به کوی او که او شاید که روزی یا شبی زان راه تنها بگذرد

💡 مرا چو لطف تو باشد شکایت از که کنم؟ مرا چو کوی تو باشد کجا برم مسکن؟

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز