حاجی محمد مشهدی
لغت نامه دهخدا
حاجی محمد مشهدی. [ م ُ ح َم ْ م َ دِ م َ هََ ] ( اِخ ) از متأخرین شعرای خراسان است. او در هندوستان میزیست و ملک الشعرای شاه جهان یکی از ملوک تیموریه بود و او را منظومه ای است به نام ظفرنامه در شرح فتوحات شاه جهان و نیز دیوانی مرتب و کتابی در فن انشاء و قدسی تخلص میکرد. وفات او در 1055 هَ. ق. بود. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ فارسی
از متاخرین شعرای خراسان است و او در هندوستان میزیست
جمله سازی با حاجی محمد مشهدی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این واژه به معنای سیم ساز هم به کار میرود، چنانکه مثلاً قاسم مشهدی شاعر سدهٔ ۱۱ ه.ق در شعرش میسراید که «رشتهٔ عشق چون بگسست، فغان خاموش است / تارِ تنبور چو ببرید، صدایش ببرد». اما استفاده از واژهٔ تار به معنای نام یک ساز، در آثار شاعران تا پیش از صفویه دیده نمیشود.
💡 بنامهای علی عبدالکریم (پدر مشهدی هاجر) وحسین عبدالکریم (پدرعلی پاکوتاه) باقی میماند.