حاجب نوبتی

لغت نامه دهخدا

حاجب نوبتی. [ ج ِ ب ِ ن َ / نُو ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ظاهراً هر یک از حُجّاب که بنوبت در شبانه روز به کار حجابت پردازند: پوشیده مثال داد تا حاجب نوبتی برنشست و به خانه بوسهل رفت. ( تاریخ بیهقی ). رجوع شود به تاریخ بیهقی چ ادیب ص 330.

فرهنگ فارسی

ظاهر هر یک از حجاب که بنوبت در شبانه روز بکار حجابت پردازند

جمله سازی با حاجب نوبتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن به بعد چندین جنگ بین سپاه بابک و افشین درگرفت که هر کدام نوبتی به پیروزی می‌رسیدند.

💡 ای شاه جهان یکسره بر کام تو باشد زهره به فلک نوبتی بام تو باشد

💡 بحثی میان طرفداران بازی‌های ویدئویی هم‌زمان و نوبتی (معمولاً نوعی بازی استراتژیک یا نقش‌آفرینی) بر اساس شایستگی‌های هر سیستم شکل گرفته‌است.

💡 می‌زیبد او را سلطنت، زیرا که پیش درگهش هر شب خروش عاشقان باشد چو کوس نوبتی

💡 زشب که بس بسرم کوفت نوبتی فراق دهل صفت نبود هیچ مغزم اندر پوست

💡 گر عناصر سرگران کردند با من نوبتی ترک تن گویم کز ایشانم نباشد منتی

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز