جوش معیوب

مترادف‌ها

جوش خراب، جوش بی‌کیفیت

متضادها

جوش سالم

فرهنگستان زبان و ادب

{defective weld} [حمل ونقل ریلی] عیبی ناشی از گسترش عرضی ترک در جوشکاری بین دو ریل که منشأ آن محبوس شدن هوا یا ترک ریز اولیه است

ویکی واژه

عیبی ناشی از گسترش عرضی ترک در جوشکاری بین دو ریل که منشأ آن محبوس شدن هوا یا ترک ریز اولیه است.

جمله سازی با جوش معیوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از سال ۱۹۸۰، قطعات سطح کوچک به‌طور فزاینده به جای اجزای سوراخ کاری استفاده شده‌است؛ که باعث عملکرد بهتر و هزینه‌های پایین‌تر تولید بُردهای کوچکتر شده‌است، اما با کمی زحمت اضافی در سرویس تابلوهای معیوب.

💡 دشمن آیینه صافند معیوبان و من از برای عیب خود آیینه پیدا می‌کنم

💡 ز خدمت، کار هر کس می شود خوب که ناخدمت بود مردود و معیوب

💡 سایر مواد به سکه‌های معیوب، تقلبی، ذخیره سکه طلا یا شمش (بعنوان پشتوانه پول)، تاریخ رواج ریال، مجوز واردات طلا، خرید طلا بحساب دولت و تاریخ اجرای قانون می‌باشد.

💡 ور زانک شما را خلل و عیب نمودست آن آینه پاک آمد، معیوب شمایید

💡 چو هم واحد آمد غیر محبوب نماید در نظر مطرود و معیوب

💡 مهندس کنترل کیفیت پس از بررسی بسیار دقیق قطعات فلزی، متوجه شد که وجود یک جوش معیوب می‌تواند باعث شکست ساختاری در کل دستگاه شود.

💡 در پروژه‌های ساختمانی بزرگ و حساس، شناسایی هرگونه جوش معیوب در سازه‌های فولادی برای حفظ ایمنی ساکنان و استحکام ساختمان بسیار حیاتی است.

💡 کارگران باید دقت بسیار زیادی در هنگام اتصال قطعات به کار بگیرند تا از بروز هرگونه جوش معیوب که منجر به نشت گاز می‌شود، جلوگیری کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران