جواهر تسعه

لغت نامه دهخدا

جواهر تسعه. [ ج َ هَِ رِ ت ِ ع َ/ ع ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به جواهر شود.

جمله سازی با جواهر تسعه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دست در بار تو دریای جواهر هنر است کشتی آن بحر به جز مرحله پیمای تو نیست

💡 به قدر چرخ و قبولش کواکب اقبال به جود بحر و کلامش جواهر آداب

💡 حوزه علميه نجف به بركت تدريس صاحب جواهر (1108) رونق تازه اى گرفت. شيخآقا بزرگ تهرانى مى نويسد:

💡 396- در جواهر، جلد 40، صفحه 100 به بعد تا حدى به آن اشاره كرده است.

💡 از جواهر شد مرصع باغ و بستان زین قبل سخت بی همتا و نادر باشد از روی مثل

💡 شها جواهر اکلیل و عقد پروین را برای زیور ملک تو داده اند نظام

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران