لغت نامه دهخدا
جهانگیری کندی. [ ج َ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قوری چای بخش قره آغاج شهرستان مراغه. سکنه آن 155 تن. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، نخود و بزرک. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جهانگیری کندی. [ ج َ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قوری چای بخش قره آغاج شهرستان مراغه. سکنه آن 155 تن. آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات، نخود و بزرک. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جهانگیری به یک گردش سراپای جهان همچو مرکز در میان خط پرگار تو باد
💡 خداوندی شهی میری گهربخشی جهانگیری اگر خواهد بهر تیری بدوزد سینه کیوان
💡 از تو والاتر که پوشد در جهانداری قبا وز تو زیباتر که بندد در جهانگیری کمر
💡 آن چه گردان توانا در جهانگیری کنند در بنانش میتواند کرد کلک ناتوان
💡 این روستا در دهستان جهانگیری قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۶ نفر (۹خانوار) بودهاست.
💡 در ۱۵ فروردین ۱۳۹۳، اسحاق جهانگیری، خبر از رفع محدودیتهای رسانهای اعمالشده بر خاتمی، در آیندهای نزدیک، خبر داد.