لغت نامه دهخدا
جنی احمر. [ ] ( اِ مرکب ) ثمر قطلب است. ( فهرست مخزن الادویة ) ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به قطلب شود.
جنی احمر. [ ] ( اِ مرکب ) ثمر قطلب است. ( فهرست مخزن الادویة ) ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به قطلب شود.
ثمر قطلب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیشت چو جرعه بوسم خاک و چو جرعه بینم برچینمش به مژگان سازم سرشک احمر
💡 باشاخهها اخضر شدم با لالهها احمر شدم با باغبانان در چمن من سالها گل چیدهام
💡 هنگام باد، روی تو بر هر چمن که تافت گلهای زرد را همه کرد احمر آفتاب
💡 1391 خرداد – کنسرت گرامیداشت فعالان هلال احمر ( برج آزادی ) 2 اجرا
💡 ارتفاع نقاط مختلف شهر گرمی از سطح دریا بسیار متفاوت و از ۱۰۰۰ متر در محله هلال احمر تا ۱۲۰۰ متر در محله چه لک یولی متغیر است.
💡 این انفجار موجب مصدوم شدن ۹ نفر شد که برای انجام عملیات درمانی به بیمارستان گلدیس شاهین شهر منتقل شدند. برای امدادرسانی به این حادثه چهار کد اورژانس، یک اتوبوس آمبولانس و دو کد هلال احمر اعزام شدهاست.