جنونی قالی پوش

لغت نامه دهخدا

جنونی قالی پوش. [ ج ُ نی ِ ] ( اِخ ) یا جنونی قندهاری. از شاعران است، مجمعالخواص درباره وی گوید: حریفی است تیززبان و حراف، موی سر گذاشت و گلیم پاره پوشیده راه میرفت. با این وضع درویشی در مجالس از اسباب و تجملات نیاکان خود سخن میراند، بااینکه از کیمیا خبری نداشت ادعای کیمیاگری کرده و عده زیادی را سرگردان و مطیع خود ساخته بود. این اشعار از اوست:
با غمزه ات از تیغ بلا یاد نیاید
کار مژه از خنجر فولادنیاید
تا صدق محبت نکند جذب دلی را
بیواسطه کس را ز کسی یاد نیاید.
جذْبه شوق زلیخا داشت یوسف را اسیر
ورنه معشوق از کجا و محنت زندان کجا؟( از مجمعالخواص ص 287 ).

فرهنگ فارسی

یا جنونی قندهاری از شاعران است

جمله سازی با جنونی قالی پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خودداری‌ام دل افشرد کو صنعت جنونی کز چاک یک گریبان صد دامن آفرینم

💡 کجاست شور جنونی‌که من ز وجد رهایی چوگردباد به یک پا زنم شلنگ به صحرا

💡 موج سودا و جنونی کز هوای او بخاست بر سر آن موج چون خاشاک من هرجاییی

💡 دلت فسرد جنونی ‌کز آشیانه برآیی چو ناله دامن صحرا به ‌کف ز خانه برآیی

💡 کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم عقل را دیوانه سازم عشق را رسوا کنم

💡 چون صبح جنونی‌ کن و از خو برون تاز از چاک گریبان گل دامان تو چین است

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز