جنون سبعی
لغت نامه دهخدا
جنون سبعی. [ ج ُ نو ن ِ س َ ب ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نزد اطبا دیوانگی باشد که با آن حرکات ردیه توأم میباشد. داءالکلب هم از انواع این دیوانگی است چه آن نیز دیوانگی سبعی و غضبی آمیخته ببازی و کارهای بیهوده دارد بنحوی که صاحب آن خود را به رنج درمیافکند. و مرادف جنون سبعی مانیا است، چنانچه از کتاب موجز استنباط میشود. و در کتاب بحرالجواهر گوید: مرادف مزبور برحسب معنی لغوی باشد، والا برحسب اصطلاح مانیا نام اقسام دیوانگیهاست جز داءالکلب یعنی دیوانگیهای معروف به سبعی. ( کشاف اصطلاحات الفنون ).
فرهنگ فارسی
نزد اطبا دیوانگی باشد که با آن حرکات ردیه توام میباشد دائ الکتاب هم از انواع این دیوانگی است چه آن نیز دیوانگی سبعی و غضبی آمیخته ببازی و کارهای بیهوده دارد بنحوی که صاحب آن خود را به رنج در میافکند.
جمله سازی با جنون سبعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا شکار عشق خواهم گشت آخر یا جنون این دو شیرافکن دگر خوش در کمینم کردهاند
💡 بفدای شورت ایعشق نه چنان ببر زهوشم که بدفتر جنون هم نتوان نوشت ما را
💡 جنون فیلمی به کارگردانی کامران قدکچیان، نویسندگی پیمان عباسی و تهیهکنندگی مؤسسه رسانههای تصویری محصول سال ۱۳۹۶ است.
💡 نافع، خيال را گذاشته است و خود رفته است، آشفتهدل و پريشانحال سر به بيابان نهاده است، گريه امانش را ربوده است و جنون برتمام وجودش چنگ انداخته است:
💡 او افزایش دخالتهای اداری در امور بشر، حتی عادیترین امور زندگی روزانه، جنون آمارگیری و انباشته کردن اعداد و همچنین جنون ثبت احوال را از نتایج انجماد عالم میداند.
💡 عقل آمد و به راه جنون دست ما گرفت آمد به کار آنچه فراموش کرده ایم