لغت نامه دهخدا
جنتی بیا. [ ج َن ْ ن َ ] ( اِخ ) از شاعران لطیف طبع نخشبست که در خدمت علاءالملک شرف الدین امیرک بسر میبرده و چند قصیده در مدح او پرداخته. ترجیعبندی در مدح وی گفته که مطلع آن این است:
چو بارد یارم از گلنار گوهر
شود گل خار و ماند خوار گوهر.( از لباب الالباب عوفی صص 525-526 ).حکیم جنتی را وقتی به قصیده ای امتحان کردند ردیف پیاله، قصیده ای بربدیهه بگفت به مطلع زیر:
چو آرد سوی لب دلبر پیاله
کند لعلش پر از شکّر پیاله.
( از تاریخ ادبیات در ایران صفا ج 2 ص 349 ) ( از لباب الالباب عوفی ص 525 ).