جنتی بیا
لغت نامه دهخدا
جنتی بیا. [ ج َن ْ ن َ ] ( اِخ ) از شاعران لطیف طبع نخشبست که در خدمت علاءالملک شرف الدین امیرک بسر میبرده و چند قصیده در مدح او پرداخته. ترجیعبندی در مدح وی گفته که مطلع آن این است:
چو بارد یارم از گلنار گوهر
شود گل خار و ماند خوار گوهر.( از لباب الالباب عوفی صص 525-526 ).حکیم جنتی را وقتی به قصیده ای امتحان کردند ردیف پیاله، قصیده ای بربدیهه بگفت به مطلع زیر:
چو آرد سوی لب دلبر پیاله
کند لعلش پر از شکّر پیاله.
( از تاریخ ادبیات در ایران صفا ج 2 ص 349 ) ( از لباب الالباب عوفی ص 525 ).
فرهنگ فارسی
از شاعران لطیف طبع نخشبست که در خدمت علائ الملک شرف الدین امیرک بسر میبرده و چند قصیده در مدح او پرداخته.
جمله سازی با جنتی بیا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جنتی را که بر آن مرتبه و دیدارست عالمی را که بدین قاعده و تفسیرست
💡 با این بیان ز وصف تو امروز عاجزم کو جنتی است آمده ز افلاک بر زمین
💡 او در دوره وزارت علی جنتی(١٣٩٥-١٣٩٢) از اعضای هیئت نظارت و سانسور پیش از چاپ کتب کودک و نوجوان بوده است.
💡 چشم و روی همه میران و بزرگان سوی اوست چون بود روی همه جنتیان سوی حرم
💡 این خانه جنت است و تو رضوان جنتی ایوان تو چو طوبی و دست توکوثرست
💡 این ترانه با ملودی زیبایی از سورن و شعری از ایرج جنتی عطایی میباشد. عارف دربارهٔ این ترانه میگوید: