جفتی کردن

لغت نامه دهخدا

جفتی کردن. [ ج ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به جفتی شود.

جمله سازی با جفتی کردن

💡 این محنت نو نگر که در خلوت وصل تو با دگری جفتی و من طاق از تو

💡 گره جفتی نو دیگری از گره است که به صورت متقارن یا غیر متقارن بافته می‌شود.

💡 ای که می‌گویی ز خوبان جهان طاقم به مهر این کجا گویم که: با بدخواه ما جفتی تو نیز؟

💡 پراجاپاتی (ارباب موجودات) جفتی را آفرید: رای و پرانا. خورشید، پرانا و ماه، رای است.

💡 جفتی عوان بخانۀ من سر فروکنند هر صبحدم که بازکنم چشم خیر خیر

💡 گویی که انا گفتی با کبر و منی جفتی آن عکس تو است ای جان اما من از آن دورم