لغت نامه دهخدا
جفتک اندازی. [ ج ُ ت َ اَ ] ( حامص مرکب ) آلیزش. اسکیزه. جفته اندازی. جفتک پرانی. رجوع به جفتک و آلیزش و اسکیزه شود. || در تداول دیرپذیری. صعب القبولی.
جفتک اندازی. [ ج ُ ت َ اَ ] ( حامص مرکب ) آلیزش. اسکیزه. جفته اندازی. جفتک پرانی. رجوع به جفتک و آلیزش و اسکیزه شود. || در تداول دیرپذیری. صعب القبولی.
آلیزش اسکیزه جفته اندازی جفتک پرانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از درگذشت شاعر، دوستان و بستگانش، جایزه ای به نام او، راه اندازی کردند.
💡 چو کلک اندر بنان گیری تماشا آنگهی باشد چو چین در ابرو اندازی قیامت آن زمان خیزد
💡 راست اندازی چشمش بین که گر خواهد به حکم ناوک مژگان او بر موی مژگان بگذرد
💡 آتش اندر کشور اندازی و می سوزی همی باز لاف از آبروی صاحب کشور زنی
💡 در سال ۱۳۷۱ این دانشکده اولین دوره کارشناسی ارشد مکانیک سنگ در ایران را راه اندازی نمود و اقدام به پذیرش دانشجو در این رشته نمود.
💡 این برنامهها در سراسر آمریکای لاتین راه اندازی شد.مقادیر زیادی ملک برای استفاده در این عملیات توسط آژانس خریداری شد.