جعفراباد زواره
لغت نامه دهخدا
( جعفرآباد زواره ) جعفرآباد زواره. [ ج َ ف َ دِ زَ رِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گرمسیر شهرستان اردستان در 26هزارگزی شمال راه اردستان به شهر آب. جلگه و معتدل است و سکنه آن 183 تن شیعه فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن پنبه و غلات است. راه ارابه رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ فارسی
( جعفر آباد زواره ) ده کوچکی است از دهستان گرمسیر شهرستان اردستان در ۲۶ هزار گزی شمال راه اردستان به شهر آب. جلگه و معتدل است و سکنه آن ۱۸۳ تن شیعه فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن پنبه و غلات است. راه ارابه رو دارد.
جمله سازی با جعفراباد زواره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زواره بزد دست و برداشت تیغ درآمد به ارهنگ غران چه میغ
💡 جمعیت زواره ده هزار نفر است و چندین برابر این رقم، از مردم زواره در شهرهای کاشان، تهران، اصفهان و دیگر نقاط بسر میبرند.
💡 زواره سپه را گذارد به راه به نیروی یزدان و فرمان شاه
💡 که ناگه در آمد زواره چو شیر به پیش اندرون نامدار دلیر
💡 37 - مهندس محمود تفويضى زواره - معاون وزارت راه و ترابرى