جسم فلکی
مترادفها
جرم آسمانی، اجرام آسمانی
متضادها
جسم زمینی
لغت نامه دهخدا
جسم فلکی. [ ج ِ م ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جسم بسیط دو قسم است فلکی و عنصری و فلکی اجرام سماوی و افلاک را گویند و عنصری اجسام مرکب از عناصر باشد. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
جمله سازی با جسم فلکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر هفت هیکل فلکی بر ز پوست شیر تعویذ مینوشت عطارد زمشک و بان
💡 خی گاوران یک ستاره است که در صورت فلکی گاوران قرار دارد.
💡 اچدی ۳۳۲۰۳ یک ستاره است که در صورت فلکی ارابهران قرار دارد.
💡 اچدی ۱۸۱۴۳۳ یک ستاره است که در صورت فلکی طاووس قرار دارد.
💡 چشم فلکی زانکه سراسر همه نوری یا چشمه خضری که همه عین صفایی
💡 زتا برساووش یک ستاره است که در صورت فلکی برساوش قرار دارد.