لغت نامه دهخدا
جزجگر زدن. [ ج ِزْ زِ ج ِ گ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، نفرینی است به معنی دل سوختن. به بلا گرفتار شدن. رجوع به جزجگر شود.
جزجگر زدن. [ ج ِزْ زِ ج ِ گ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، نفرینی است به معنی دل سوختن. به بلا گرفتار شدن. رجوع به جزجگر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پـروردگـارا! تـو سـرمـايـه من در مشكلاتى و يار من در شدتها، تو ولى نعمت منى، تومـعـبـود مـن و معبود پدران منى، به اندازه يك چشم بر هم زدن مرا به خود وامگذار كه اگرواگـذارى به بديها نزديك، و از نيكيها دور ميشوم اى خداى من ! تو مونس من در قبر باشو براى من عهدى قرار ده كه در روز قيامت آن را گشاده ببينم.
💡 می شود آب روان آیینه از استادگی می توان سیر جهان با دیده حیران زدن
💡 کف زدن یا دست زدن عمل زدن کف دستها به هم جهت تأیید یا ایجاد آلودگی صوتی است. مخاطب معمولاً بعد از یک اجرا از قبیل کنسرت موسیقی، سخنرانی یا تئاتر یا نمایش بهعنوان نشانهای جهت خوشحالی و تأیید آن را به کار میبرد.
💡 در این وادی به تدبیر دگر نتوان زدن گامی مگر نذر ز خود رفتن شود بی دست و پاییها
💡 حارث گفت: من روز ديگر رفتم به نزد نصرانى كه در آن دير بود و گفتم: بحق مسيحكه اين ناقوس را بنواز به آن نحو كه پيشتر مى زدى؛ چون شروع كرد به زدن هرمرتبه كه مى زد من يك فقره اى از آنچه حضرت فرموده بود مى خواندم و بر نواى آنمنطبق مى شد تا به آخر رسيد، پس آن ديرانى گفت: بحق پيغمبر شما سوگند مى دهمتو را كه بگوئى كى اين را به تو گفت ؟
💡 یک دم زدن از حال تو غافل نیم ای دوست صاحب خبران دارم آنجا کی تو هستی