جزائری عبدالله بن نورالدین

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] «عبداللّه بن نورالدین جزایری»، فقیه، محدّث، منجم و مورخ امامی قرن دوازدهم هجری است. جدّ او، سید نعمت اللّه جزایری (متوفی 1112ق) و پدرش سید نورالدین جزایری (متوفی 1158ق) بود.
عبداللّه در شوشتر به دنیا آمد. سال ولادت او را متفاوت ذکر کرده اند، برخی آن را 1104ق، برخی دیگر 1112ق و گروهی نیز 1114ق دانسته اند.
نورالدین که آثار تیزهوشی را در فرزندش عبداللّه دید، از سه چهار سالگی به تعلیم او پرداخت و علوم بسیاری، از جمله ادبیات عرب، تفسیر، حدیث و فقه را به او آموخت. گفته اند که جزایری تا شانزده سالگی همه علوم شرعی و دینی را فراگرفت.
عبداللّه پس از فراگیری مراحل نخست علوم دینی در زادگاهش، به اصفهان، فارس، خراسان، آذربایجان و برخی ممالک آسیای صغیر سفر کرد و از دانشمندان بسیاری بهره برد. او علاوه بر علوم ادبی و شرعی، به فراگیری علومی چون حکمت، ریاضیات، نجوم، هیئت و طب پرداخت و در آن ها مهارت یافت. تنوع و گستردگی نوشته های او گواه این مدعاست.
استادان مهم وی، علاوه بر پدرش، عبارت بودند از:

جمله سازی با جزائری عبدالله بن نورالدین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گروه تحریر الشام متشکل از گروه‌های الزنکی (زَنْگی)، لواء الحق، جبهه فتح شام، جبهه انصارالدین و جیش السنه است. محسوب می‌شود. البته جنبش نورالدین زنکی بعدها از این سازمان جدا شد و به همراه سایر گروه‌های شورشی به جبهه تحریر سوریه پیوست.

💡 امپراطوربیزانس مانوئل که خود را به جای «الکسیس کمننوس» که برسر حدودهای سلجوقیان تجاوز کرد و بعضی از اراضی ایشان را تسخیر کرد که به منظورجلوگیری از تجاوزات آینده درصد سیاست احاطه قلمرو راو برآمد در نتیجه سلطان قلیچ ارسلان مجبور شد با قوای نورالدین «زنگی» [همان]ز دانشمندیان اتباع بیزانس شده بود به مخالفت برخاست و از طرف شمال شرقی ضد یعقوب ارسلان یکی دیگر انداشمندیان مبارزه کند

💡 نورالدین زنگی پیش از این توانسته بود کنترل دمشق را در سال ۱۱۵۴ و پس از حمله صلیبیون به این شهر و محاصره آن طی جنگ صلیبی دوم، به‌دست گیرد؛ بنابراین قلمروی پادشاهی اورشلیم در این زمان تنها به سمت جنوب غربی و مصر، گسترش یافته بود و در سال ۱۱۵۳ آخرین پایگاه فاطمیان در فلسطین و در شهر اشکلون، به‌دست صلیبیون سقوط کرد.

💡 بر اساس خاطرات نورالدین کیانوری، پورپیرار کار خود را به عنوان حروفچین در یک چاپخانه آغاز کرده و بعدها با شراکت با دو نفر دیگر، بنگاه انتشاراتی‌ای را تأسیس نمود. کیانوری در ادامه خاطراتش آورده‌است که پورپیرار با کلاهبرداری ثروت قابل ملاحظه‌ای اندوخت.