لغت نامه دهخدا
جرم پوشی. [ ج ُ ] ( حامص مرکب ) حاصل عمل آنکه گناه پوشد.
جرم پوشی. [ ج ُ ] ( حامص مرکب ) حاصل عمل آنکه گناه پوشد.
حاصل عمل آنکه گناه پوشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قبای ناز چو پوشی بعد ازین یاد آر که می گشاد کسی بند این قبا گستاخ
💡 صبحم، اما چون شبم در پرده پوشی ها مثل مشرق لب را نداند آفتاب راز من
💡 چند پوشی خلعت پوشیده رنگ از شراب میتوان یک چند هم، با رنگ کاهی ساختن
💡 همان بهتر که نوشی اندرین مدت می صافی همان بهتر که پوشی اندرین موسم خزاد کن
💡 ای بسا روز عزیزان که سیه خواهد کرد از خط و زلف، رخ غالیه پوشی که تراست
💡 محله خطیب در زمان مشروطه نیز بسیار تاثیر گذار بود و ستارخان چندین بار برای سازماندهی نیروها شخصا در این محله حضور یافته بود. بی شک از نقش تاثیر گذار مجاهدین محله خطیب در زمان مشروطه نمی توان چشم پوشی کرد.