جرعه ریختن

لغت نامه دهخدا

جرعه ریختن. [ ج ُ ع َ / ع ِ ت َ ] ( مص مرکب ) آب یا شراب را به اندازه یک آشام ریختن:
جرعه ای کز حسرت آن تلخ کامش کشته بود.
گر پشیمان گشته ای بر تربت فرهاد ریز.شفائی اصفهانی ( از ارمغان آصفی ).اگر جرعه ای بر زمین ریزی از می
زمین چون فلک مست و دوران نماید.خاقانی.ساقی دیدم که جرعه بر آتش
میریزد و خاک تشنه می ماند.خاقانی.جام جم کن جرعه بر خامان بریز
عذر تشویر از پشیمانی بخواه.خاقانی.یا بیاد این فتاده خاک بیز
چونکه خوردی، جرعه ای بر خاک ریز.مولوی.

فرهنگ فارسی

آب یا شراب را باندازه یک آشام ریختن.

جمله سازی با جرعه ریختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر سر شورست اشکم، نوح تردستی کجاست تا ز چشمم یاد گیرد رنگ طوفان ریختن

💡 اگر از ریختن خون منت خرسندی است این نه خونست بیا دست بر آن زن که حناست

💡 منعمان روزی دو باید دست احسان وا کنند خاک‌ بر ابری ‌که ‌کرد امساک باران ریختن

💡 تفاوت رهاکردن غیرقانونی زباله با آشغال ریختن معمولاً در حجم و نوع زباله دور انداخته شده‌است. برای مثال پرت کردن ته سیگار، آشغال ریختن محسوب می‌شود، اما خالی کردن یک سطل زباله در محلی عمومی یا شخصی بدون مجوز، رهاکردن غیرقانونی زباله محسوب می‌شود.

💡 نیم بسمل می‌طپم در خاک و خون ز آن رو هست آن قدر جان کش توان در پای جانان ریختن

💡 خامشی رزق تو، گفتارست رزق دیگران تا توان گل در گریبان ریختن، بر سر مزن

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز