لغت نامه دهخدا
جرت غوز. [ ج ِ غ َ / غ ُ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح قزوینیان، آن که بعجله و بی ترتیب کار کند و سخن گوید. مردمی سبک عقل و شتابنده در کارها. آنکه کارهای ناشیانه کند. آن که فکر و اندیشه غیرطبیعی دارد. ( یادداشت مؤلف ).
جرت غوز. [ ج ِ غ َ / غ ُ ] ( ص مرکب ) در اصطلاح قزوینیان، آن که بعجله و بی ترتیب کار کند و سخن گوید. مردمی سبک عقل و شتابنده در کارها. آنکه کارهای ناشیانه کند. آن که فکر و اندیشه غیرطبیعی دارد. ( یادداشت مؤلف ).
در اصطلاح قزوبنیان آنکه به عجله و بی ترتیب کار کند و سخن گوید. مردمی سبک عقل و شتابنده در کارها آنکه کارهای ناشیانه کند آنکه فکر و اندیشه غیر طبیعی دارد.
💡 کتاب دیگری به نام تاريخ حوادث جرت بالشام وسواحل بر الشام والجبل که در سال ۱۸۴۳ توسط شخصی به نام «میخائیل دمشقی» نوشته شدهاست نیز به مشاقه نسبت داده میشود (یعنی آن نام، اسم مستعار مشاقه دانسته میشود). این کتاب از نظر ساختار و محتوا با کتاب الجواب شباهت زیادی دارد و حتی دستخط نویسندهٔ هر دو و شرحی که از زندگی خود دادهاند نیز با هم شباهت دارد. نسخهای از این کتاب در کتابخانه بریتانیا نگهداری میشود.