جبهۀ باد بسامان

فرهنگستان زبان و ادب

{trade-wind front} [علوم جَوّ] جبهه ای در فصل گرم بین شارش بادهای بسامان اقیانوسی و هوای گرم قاره ای

جمله سازی با جبهۀ باد بسامان

💡 گر زسامان بگذری کارت بسامان می شود تا نشد عریان ز برگ از نی نوایی برنخاست

💡 کسی چگونه بسامان در آورد آن سر که چون ز زانو برداشت کوفت بر دیوار

💡 آب و هوای گرنادا گرمسیری است که توسط بادهای بسامان شمال شرقی معتدل می‌شود.

💡 رو بسوی شهر پاکان، خوش بسامان میروی چشم بد دور از تو، باید بهر خود سوزی سپند

💡 پای در یوزه کلیم از در افلاک بکش سرخوش از یک قدح باده بسامان آید