لغت نامه دهخدا
جبل قارن. [ ج َ ب َ ل ِ رَ ] ( اِخ ) نام کوهی است به مازندران. رجوع به سفرنامه ٔمازندران رابینو ص 121، 133 و 150 شود:
برآمد زاغ رنگ و ماغ پیکر
یکی میغ از ستیغ کوه قارن.منوچهری ( دیوان ص 63 ).
جبل قارن. [ ج َ ب َ ل ِ رَ ] ( اِخ ) نام کوهی است به مازندران. رجوع به سفرنامه ٔمازندران رابینو ص 121، 133 و 150 شود:
برآمد زاغ رنگ و ماغ پیکر
یکی میغ از ستیغ کوه قارن.منوچهری ( دیوان ص 63 ).
کوهی بمازندران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منوچهر لشگریان را به قارن میسپارد و خود در کمینگاهی پنهان میشود.
💡 قارن در جنگ با بارمان پیروز شده و به سوی پارس میرود.
💡 رزم پشن را مخوان و قصه قارن حسن تو چین و ختن گرفته به نیرو
💡 اگرچه قارن و قارون شود به قوت و مال مخالفت ز گزاف زمانهٔ ریمن
💡 همان قارن از وی پر از کین و درد چه هنگام شادی چه گاه نبرد
💡 چو دارای چین از وی اندر گذشت خروشید قارن برآن پهن دشت