جباجبا گفتن

لغت نامه دهخدا

جباجباگفتن. [ ج َ ج َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) جبا کردن. پیاله خود را بدیگری دادن از راه دوستی:
ز شش جهت همه اشیا جباجبا گویند
چه حکمتست بجا هیچ مرحبا بتو نیست.ملاشاه ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).رجوع به جبا کردن شود.

جمله سازی با جباجبا گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بحر عشقت بحر بی پایاب گفتن میتوان در وصلت گوهر نایاب گفتن میتوان

💡 از اينجا روشن مى شود كه مراد از ظرف قرار دادن تكذيب و گفتن اينكه كفار در ظرفتكذيب قرار دارند، همان اصرار ورزيدن آنان بر تكذيب است.

💡 سخن گفتن با مردم كه در متن آيه قرآن به عنوان توصيف او آمده نيز مناسب همين معنى است.

💡 در روايت است كه: وقتى كار بر مؤ من تنگ شود، مداومت به گفتن (مالك يوم الدين اياكنعبد واياك نستعين ) كند؛ كار بر او سهل و آسان شود.(113)

💡 سر دار محبت سر فرازی برنمی‌دارد اناالحق گفتن منصور بازی برنمی‌دارد

💡 گفتن مدح تو از غایت مهر است مرا عاشق آنست که طاعت نکند بهر ثواب