فرهنگستان زبان و ادب
{constancy} [روان شناسی] تمایل به ثابت دیدن شی ء یا ویژگی های آن علی رغم تغییر در شرایط محیط
{constancy} [روان شناسی] تمایل به ثابت دیدن شی ء یا ویژگی های آن علی رغم تغییر در شرایط محیط
💡 بدان هیأت که طوبی را تو گویی برگها رسته ز شکل ثابت و سیار حسن باغ رضوان را
💡 با فرض اینکه مرز حفاری با سرعت ثابت در حال حرکت است، معادله خطی زیر حرکت مایع روی دیواره عمودی تقریب مناسبی برای مدلسازی اخراج مذاب پس از مرحله اولیه حفاری است.
💡 1. دریافت پرونده (دوسیه) های جزایی از اداره های دولتی که در اثر تفتیش جرم مورد بحث در آن ثابت شده باشد.
💡 اگر چون سرو حسن بیوفا ثابت قدم باشد چو قمری طوق بیرون از گلوی عشق می آید
💡 دل تو همچو سنگ و من چو آهن ثابت اندر عشق ایا آهن ربا آخر سوی آهن نمیآیی
💡 شب معراج تعظیم تو ثابت گشته بر انجم بچرخ آورده ذوق پای بوست عرش اعظم را