جام چشیدن

لغت نامه دهخدا

جام چشیدن. [ چ َ دَ ] ( مص مرکب ) می نوشیدن. از پیاله می خوردن. از جام می نوشیدن:
بجامی که ساقی خود اول چشید
به نقلی که شکّر دهانی گزید.ظهوری ترشیزی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

می نوشیدن

جمله سازی با جام چشیدن

💡 گر شربت و گر زهر، به لب چون رسد این جام باید همه نوشید، چشیدن نگذارند

💡 گاهی از اوقات احساس شیرینی که هنگام چشیدن برخی جایگزین‌های شکر حس می‌شود بسیار متفاوت از مزهٔ شکر معمولی یا هنما ساکارز می‌باشد، که برای رفع این مشکل جایگزین‌های شکر را به شکل محلول‌های پیچیده‌ای ترکیب می‌کنند که مزه‌ای بسیار مشابه با ساکارز دارند.

💡 افسوس که از شربت وصل تو رقیبان نوشند و باین خسته چشیدن نگذارند

💡 حضور در این رویداد رایگان است، اما برای چشیدن شراب‌های ارائه شده، بازدیدکنندگان باید بسته‌های ویژه ای خریداری نمایند.

💡 مشتاق چه کیفیتم از باده در آن بزم زان جام لبالب که چشیدن نگذارند

💡 هیچ گه ذوق کلامش به رگ جان نخلد که ز رگ تا به رگم شهد چشیدن نرسد

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز