لغت نامه دهخدا
جام بزرگی. [ ب ُ زُ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل بهارلو. [از ایلات خمسه فارس ]. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 86 ).
جام بزرگی. [ ب ُ زُ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل بهارلو. [از ایلات خمسه فارس ]. ( از جغرافیای سیاسی کیهان ص 86 ).
تیره ای از ایل بهارلو
💡 سرافراز محمود فرخندهرای کزویست نام بزرگی به جای
💡 بزرگی به ناموس و گفتار نیست بلندی به دعوی و پندار نیست
💡 اگرچه خُرد بود آدم بصورت بزرگی داشت اندر عین نورت
💡 فرید دهر آقا خان که بودش عیان شخص بزرگی از شمایل
💡 همیشه دختر امروز، مادر فرداست ز مادرست میسر، بزرگی پسران
💡 ازان پس چنین گفت فرخ قباد که بیزال تخت بزرگی مباد