لغت نامه دهخدا
جام بخشیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) پیاله یا قدح دادن:
بیا ساقی آن جام آئینه رنگ
که میخواهدش خسرو روم و زنگ
بمن بخش از راه لطف و کرم
زآئینه دل برد زنگ غم.قاسمی گنابادی ( از ارمغان آصفی ).
جام بخشیدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) پیاله یا قدح دادن:
بیا ساقی آن جام آئینه رنگ
که میخواهدش خسرو روم و زنگ
بمن بخش از راه لطف و کرم
زآئینه دل برد زنگ غم.قاسمی گنابادی ( از ارمغان آصفی ).
پیاله یا قدح دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نهاد اجرایی مرکوسور است و مسئول اجرای اقدامهایی واقعی برای سرعت بخشیدن به روند یکپارچگی است.
💡 ماهیچه گیجگاهیآهیانهای (انگلیسی: Temporoparietalis muscle) کار تنظیم بالا کشیدن گوش و استحکام بخشیدن به پوست سر را برعهده دارد.
💡 این کارخانه استفاده از شبیهسازی را به منظور سرعت بخشیدن به طراحی قالب پذیرفتهاست.
💡 گل رعنا عبث از باد خزان می نالد نه گناهی است دورویی که توان بخشیدن
💡 از عطا بخشیدن و تدبیر او نشگفت اگر زرّ گیتی خاک گردد، خاک گیتی زر شود