فرهنگ عمید
قائم مقام، جانشین.
قائم مقام، جانشین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از غمت ای تشنه لب! زدیدهٔ «ترکی» اشک روان جاری است دریا دریا
💡 به یاد آن رودش جاری اشک از مژه خون که خاکپای ترا سرمهٔ بصر میکرد
💡 زبان کردن به نظم و نثر جاری ز خاطر نکتهای بکر زادن
💡 آمدستم تا ترا یاری کنم خون درین دشت بلا، جاری کنم
💡 وان سیم تن بگونه شمعی فروخته در دل شراره بودش و خون جاری از جبین
💡 چو جویها همه با یکدیگر بپیوستند بروی صحرا جاری شود هزاران رود