جارود بن معلی

دانشنامه اسلامی

[ویکی شیعه] بِشر بن عَمرو بن حَنَش بن مُعَلّی عَبدی، مشهور به جارود بن مُعَلّی، از صحابه پیامبر و بزرگ قبیله عبدالقیس است. جارود در جاهلیت پیرو مسیحیت بود، در سال نهم یا دهم اسلام آورد. او پس از پیامبر(ص) قبیله اش را از ارتداد بازداشت. رجالیان جارود را ستوده اند.
منذر کارگزار حضرت علی در اصطخر از خاندان او بود که به سبب خطایی، از سوی آن حضرت عزل شد. حضرت علی(ع) در نامه ای خطاب به منذر، از جارود، به نیکی یاد کرد. منذر بعدها از سوی عبیدالله بن زیاد حکومت ثَغر را به عهده گرفت. همچنین عبداللّه بن جارود عبدی، از خاندان جارود بود که بر حجاج بن یوسف ثقفی شورید.
بِشر بن عَمروبن حَنَش بن مُعَلّی عَبدی از صحابه پیامبر بود. جارود، را لقب وی دانسته اند و درباره سبب این لقب گذاری گفته اند که در سرزمینی که قبیلة عبدالقیس در آن زندگی می کردند، نوعی بیماری پدید آمد که شترها را از بین می برد. جارود با چند شتری که برایش باقی مانده بود، نزد دایی های خود رفت. بیماری به شترهای آنان نیز سرایت کرد و شترها از میان رفتند، از این رو وی را جارود (محروم کننده) لقب دادند.

جمله سازی با جارود بن معلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابى جارود گويد: به امام باقر عليه السلام عرض كردم: اى فرزندرسول خدا! آيا شما دوستى و دلباختگى و پيروى مرا نسبت به خود مى دانيد؟

💡 على عليه السلام پس از احضار و عزل منذربن جارود عبدى، وى را سى هزار دينار يا درهم، غرامت و جريمه نقدى كرد. اما چون با سماجت او در نپرداختن اين جريمه نقدى مواجه شد،دستور داد تا او را به زندان ببرند. منذر در زندان بود تا زمانى كه صعصعة بنصوحان عبدى بيمار شد و على عليه السلام به ملاقات وى رفت. صعصعه از امام خواستتا منذر را آزاد كند و سى هزار را خود ضمانت خواهد كرد كه بپردازد.

💡 آنان ده روز از طرف رسول خدا پذيرايى شدند و جارود هم كه مرد نصرانى بود بهدعوت رسول خدا اسلام آورد و خوب مسلمانى شد.رسول خدا به آنان جوايزى مرحمت فرمود.

💡 مردى به نام ابو جارود، كه شاهد صحنه تير باران حكيم بنطفيل بوده مى گويد: آن قدر تير به بدن حكيم اصابت كرده بود كه بهشكل خارپشت در آمده بود.