لغت نامه دهخدا
جاروب کشیدن. [ ک َ / ک ِ دِ ] ( مص مرکب ) جاروب کردن. جاروب زدن. رجوع به جارو زدن و جاروب کردن شود.
جاروب کشیدن. [ ک َ / ک ِ دِ ] ( مص مرکب ) جاروب کردن. جاروب زدن. رجوع به جارو زدن و جاروب کردن شود.
جاروب کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جاروب زنان بارگاهش ازپر فرشتهٔ رفته راهش
💡 اولا هر چه خاک و خاکی بود پیش جاروب باد بنهادی