جاروب ساز
لغت نامه دهخدا
جاروب ساز. ( نف مرکب ) آنکه جاروب ها بسازد:
چو جاروب سازش برفعت نشست
ز مژگان خورشید جاروب بست.ملاطغرا ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه جاروب میسازد.
جمله سازی با جاروب ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه خار و خس ز حریمت چه بالهای ملک که رفتهاند به جاروب طره، زمره حور
💡 سنبل جنت بود جاروب فراشان تو چاکرانت را زند فردوس بر دستار گل
💡 جاروب زرفشان نه به دست مفاخرت دارد برای مشعلهٔ دیگر آفتاب
💡 جاروب خرابات شد این خرقهٔ سالوس از دلق برون آمدم از زرق برستم
💡 دل از موج و دم ماهی گشاید صفای خانه از آب است و جاروب
💡 خانهٔ خورشید جاروب تامل میزند سایه را آنجا چراغ زیر دامان یافتم
💡 در روستاهای قدیمی، جاروب ساز با استفاده از شاخههای خشک درختان مختلف، ابزارهای نظافتی بسیار بادوام و کاربردی برای خانهها میساخت.
💡 آن پیرمرد که سالها به عنوان جاروب ساز فعالیت میکرد، حالا با تکنولوژیهای جدید در حال تولید جاروهای پلاستیکی مدرن است.
💡 مهارت یک جاروب ساز واقعی در انتخاب صحیح مواد اولیه برای ساخت دسته و برسهای مقاوم برای استفادههای طولانی مدت نهفته است.