جاروب بندان
مترادفها
جاروچیها، نظافتچیها
لغت نامه دهخدا
جاروب بندان. [ب َ ] ( اِخ ) دروازه ای در شهرری. ( کتاب النقض ص 48 ).
فرهنگ فارسی
دروازه ای در شهر ری
جمله سازی با جاروب بندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خانه را جاروب مى زد، هر كس به حضرت اميرالمؤ منين على عليه السّلام نزديك مى گشت،مـى فـهميد كه دور از هرگونه خود بزرگ بينى، چون ديگر اقشار جامعه، بلكه همچونمحرومين زندگى مى كند.(44)
💡 دی به خاک پاش با صد ذوق می سودم مژه گفت جامی گرد شد آهسته زن جاروب را
💡 گفت: آرى اينها راههاى ما را جاروب مى كنند، كفشهايمان را مى دوزند و جامه هايمان رامىبافند.
💡 بهر جاروب سرایت روز و شب دارد سراغ هر طرف بال ملک با گیسوان حور عین
💡 دوست می سازد تواضع دشمن دیرینه را خاکساری میکند جاروب گرد کینه را
💡 پیشهٔ عمده مردمان این شهر شالیکاری و باغداری مرکبات و مهمترین محصول آن برنج، مرکبات و جاروب است.
💡 هر روز صبح زود، جاروببندان شهر با تلاش فراوان شروع به پاکسازی خیابانها و پیادهروها میکنند تا شهر برای شروع روز تازه آماده باشد.
💡 احترام به زحمات جاروببندان و افرادی که مسئول نظافت فضاهای عمومی هستند، نشاندهنده سطح فرهنگ و آداب معاشرت در یک جامعه متمدن است.
💡 در بسیاری از شهرهای بزرگ، برنامهریزی دقیق برای حضور جاروببندان در ساعات کمترافیک، به حفظ نظافت و زیبایی بصری شهر کمک شایانی میکند.