لغت نامه دهخدا
( آیینه بندی ) آیینه بندی. [ ن َ / ن ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) آینه بندان.
( آیینه بندی ) آیینه بندی. [ ن َ / ن ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) آینه بندان.
( آیینه بندی ) آیینه بندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به شهر آیینه بندی از رخ رام به نو خورشید بندی یافته نام
💡 در مراسم ازدواج: نکاح، آیینه بندی، گل پاش، خوانچه سلامی.
💡 فزود آیینه بندی رونق شهر غلط گفتم چه شهر آرایش دهر