ایینه بندی

مترادف‌ها

آینه‌کاری

لغت نامه دهخدا

( آیینه بندی ) آیینه بندی. [ ن َ / ن ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) آینه بندان.

فرهنگ فارسی

( آیینه بندی ) آیینه بندان

جمله سازی با ایینه بندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به شهر آیینه بندی از رخ رام به نو خورشید بندی یافته نام

💡 در مراسم ازدواج: نکاح، آیینه بندی، گل پاش، خوانچه سلامی.

💡 فزود آیینه بندی رونق شهر غلط گفتم چه شهر آرایش دهر

💡 معماران در بناهای تاریخی و قدیمی مساجد از هنر ظریف ایینه بندی برای درخشش بیشتر فضا و ایجاد جلوه‌ای خیره‌کننده در میان نورهای تابشی از پنجره‌ها استفاده می‌کردند.

💡 دقت و ظرافت در اجرای ایینه بندی در سقف‌های بلند تالارهای اصلی، نشان‌دهنده مهارت فوق‌العاده استادکاران دوره صفویه در ترکیب هنر هندسی با عناصر تزئینی معماری است.

💡 وقتی وارد تالار اصلی کاخ شدیم، انعکاس نور از میان قطعات کوچک ایینه بندی بر روی دیواره‌ها، حسی از بی‌کرانگی و شکوه بسیار عظیم را منتقل کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران