جاده ٔ خوابیده

لغت نامه دهخدا

جاده خوابیده. [ جادْدَ / دِ ی ِ خوا / خا دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) راه دور و دراز بر قیاس راه خوابیده:
جاده خوابیده داند پای شوقم برق را
دست کوتاه مرا هر جا عنان گردد بلند.سعیدالدین راقم ( از آنندراج ).

جمله سازی با جاده ٔ خوابیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز اول شب تا سحر خوابیده اندر فرش ناز کی شود از ناله بلبل دمی بیدار گل؟!

💡 در ایران سنگ گور را به فرم خوابیده بر روی گور می‌گذارند اما در کشورهای فرنگی و همچنین ایران در گذشته‌ای نزدیک، سنگ گور به فرم ایستاده بالای گور جای دارد.

💡 قطره‌ام عمریست دریا در بغل خوابیده است تا به یادت غنچه‌ام‌، ناز شکفتن می‌کنم

💡 زده بر گوشهٔ دامان محشر تکیهٔ راحت مباش ایمن شهید عشق را خوابیده گر خونش

💡 سنگ: دو تخته بزرگ معمولاً هشتاد کیلویی هستند که به نشانه سپر جنگی هستند و ورزشکار خوابیده و بمانند پرس‌سینه با آن‌ها ورزش می‌کنند.

💡 سینکلر سی۵ یک سه چرخه خوابیده الکتریکی یا به‌طور دقیق تر از لحاظ فنی یک «سه چرخه پدالی که از نیروی الکتریکی نیز کمک می‌گیرد» است.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز