جائع نائع

لغت نامه دهخدا

جائع نائع. [ ءِ عُن ْ ءِ] ( ع ص ) ( از اتباع ) تشنه و گرسنه. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

تشنه و گرسنه

جمله سازی با جائع نائع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من جاع فليتوضاء و يصلى ركعتين ثم يقول: يا رب انى جائع فاطعمنى فانه يطعممن ساعته

💡 آدم ثانى و طبقهاى آسمانى   طاووس يانى گويد: سالى به حج شدم. خواستم كه سعى كنم ميان صفا و مروه. چون در كوه صفا شدم جوانى را ديدم با جامه اى كهنه پوشيده، آثار صالحان در روىاو مشاهده كردم. چون بر درجه هاى صفا شد چشمش بر كعبه افتاد، رو به آسمان كرد وگفت: انا عريان كماترى، انا جائع كماترى فيماترى يا من يرى و لا يرى.(163)

💡 طاووس يانى گويد: سالى به حج شدم. خواستم كه سعى كنم ميان صفا و مروه. چون در كوه صفا شدم جوانى را ديدم با جامه اى كهنه پوشيده، آثار صالحان در روىاو مشاهده كردم. چون بر درجه هاى صفا شد چشمش بر كعبه افتاد، رو به آسمان كرد وگفت: انا عريان كماترى، انا جائع كماترى فيماترى يا من يرى و لا يرى.(163)

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز