ثمره الفواد

لغت نامه دهخدا

( ثمرةالفؤاد ) ثمرةالفؤاد. [ ث َ م َ رَتُل ْ ف ُ آ ] ( ع اِ مرکب ) به لغت مصری شاه بلوط است وبعضی بلادر را نامند. || مجازاً، فرزند.

فرهنگ فارسی

به لغت مصری شاه بلوط است و بعضی بلادر را نامند

جمله سازی با ثمره الفواد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و لا تقف ما ليس لك به علم انّ السّمع و البصر و الفواد كلّ اولئك كان عنه مسئولا.

💡 آيه شريفه (ما كذب الفواد ما راءى ) نيز به اين معنا اشعار دارد. چون نسبت رؤ يت رابه فواد مى دهد كه بدون ترديد مراد از آن نفس ‍ انسانيت و آن حقيقتى است كه انسان را ازساير حيوانات متمايز مى سازد نه قلب صنوبرىشكل كه در قسمت درونى طرف چپ سينه قرار دارد.

💡 قال: فلم حرم الدم المسفوح ؟ قال لانه يورث القساوة و يسلب الفواد رحمته. ويعفن البدن و يغير اللون، و اكثرما يصيب الانسان الجذم يكون مناكل الدم.))(38)

💡 و همچنين امام فرمود: القلوب اربعة؛ صدر و قلب و فواد و لب فالصدر للاسلام،و القلب اللايمان و الفواد المعرفة و اللب للذكر

💡 السفر جل يضرج المعدة و يشد الفواد و ما بعث الله نبيا قط الااكل السفر جل.(249)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران