لغت نامه دهخدا
( ثمانیةوعشرون الف••• ) ثمانیةوعشرون الف. [ ث َ ی َ تُن ْ وَ ع ِ ن َ اَ ] ( ع عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) بیست و هشت هزار.
( ثمانیةوعشرون الف••• ) ثمانیةوعشرون الف. [ ث َ ی َ تُن ْ وَ ع ِ ن َ اَ ] ( ع عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) بیست و هشت هزار.
بیست و هشت هزار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الف ) آنها تنها آن قضا و قدر الهى را انكار مى كردند كه به نفى آزادى و اثبات جبربينجامد.
💡 قدّ بختم چون الف بود از وصالت دلبرا مدّتی شد تا ز هجر روی تو چون نون کنم
💡 الفی لا شود و تو ز الف لام گشت لا هله دست و دهان بشو که لبش گفت الصلا
💡 الف: يا كتابى منزل است كه خداوند براى راهنمايى و هدايت بندگان بر پيامبراننازل كرده است.
💡 الف - طهارت باطنى كه با وضو، غسل و تيمم بدست مى آيد و بايد با قصد قربتانجام شود.
💡 نیست بر لوح دلم جز الف قامتِ دوست چه کنم حرفِ دگر یاد نداد استادم