توشه کردن

لغت نامه دهخدا

توشه کردن. [ ش َ / ش ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آذوقه راه کردن. ذخیره کردن. بضاعت ساختن:
توشه از طاعت یزدانت همی باید کرد
که در این صعب سفر طاعت او توشه ماست.ناصرخسرو.تا نبرد خوابت از او گوشه کن
اندکی از بهر عدم توشه کن.نظامی.

فرهنگ فارسی

آزوقه راه کردن. ذخیره کردن

جمله سازی با توشه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راه دنیی را و عقبی را عمارت‌کرده ای هر دو ره را توشه‌ای درخور همی سازی مدام

💡 در بیابان نتوان زاد ز همراهان خواست وای برآن که پی توشه عقبی نرود

💡 خوشا بر حال آنكس كه بياد معاد و عالم آخرت باشد و زاد و توشه بر اين سفر درازبسيار بر دارد.

💡 آه چه دور است سفر قيامت، واى از كمى توشه، در اين سفر قيامت آنها را به سوى آتشمى برند، مريضانى كه در بند اسارتند و جراحت آنان مداوا نمى شوند، كسى بندهايشانرا نمى گشايد، آب و غذاى آن ها از آتش است و در جايگاههاى مختلف جهنم زير و رو مىشوند.(329)

💡 تا به آن مرحله نرسيده ايد خود را دريابيد، و پيش از آنكه نشاط و زيبائى بهپژمردگى مبدل گردد از اين چمن گلها بچينيد، و توشه راه طولانى آخرت را از اين جهانبرگيريد، كه در فصل ناتوانى و پيرى و درماندگى هيچكارى از شما ساخته نيست !

💡 دور از تو توشه سفرم درد و محنت است در دیده ام سواد وطن شام غربت است

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز