لغت نامه دهخدا
توجیه محال. [ ت َ / تُو هَِ م ُ /م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نزد بلغا آنست که ازدواج ضدین و اجتماع نقیضین را صورت بندد، مثاله شعر:
در میان کسوت عباسیان رخسار او
روز عید اندر شب قدر است پیدا آمده.( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
توجیه محال. [ ت َ / تُو هَِ م ُ /م َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نزد بلغا آنست که ازدواج ضدین و اجتماع نقیضین را صورت بندد، مثاله شعر:
در میان کسوت عباسیان رخسار او
روز عید اندر شب قدر است پیدا آمده.( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
نزد بلغا آنست که ازدواج ضدین و اجتماع نقیضین را صورت بندد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مواردی که توسعه خط لوله گاز غیر عملی است یا از نظر اقتصادی قابل توجیه نیست، نیازهای برق در مناطق دورافتاده را میتوان با نیروگاههای سیکل ترکیبی در مقیاس کوچک با استفاده از سوختهای تجدید پذیر برآورده کرد. اینها به جای گاز طبیعی، زبالههای کشاورزی و جنگلی را که اغلب به راحتی در مناطق روستایی در دسترس است، تبدیل به گاز میکنند و میسوزانند.
💡 امروزه سعی بر این است که جنگلهای بکر برجای مانده بر روی کره زمین را حفظ و از آنها بهعنوان ذخیرهگاههای اطلاعات ژنتیکی و تنوع زیستی استفاده شود. امروزه تبدیل جنگلهای بکر به جنگلهای صنعتی قابل توجیه نیست و نگهداری آنها حتی از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیر است.
💡 این نکته را باید متذکر شد که کلمهٔ واریاسیون در موسیقی دو توجیه مختلف دارد و نباید آن دو را با هم اشتباه کرد.