لغت نامه دهخدا
توتیای سبز. [ ی ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زاج سبز. ( ناظم الاطباء ). رجوع به الفاظ الادویه شود.
توتیای سبز. [ ی ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زاج سبز. ( ناظم الاطباء ). رجوع به الفاظ الادویه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من همان گردون جنابم کز علّو مرتبت توتیای چشم هفت اختر بود خاک درم
💡 به توتیای رهم خون ز چشم تر چیدی جراحت از دل هجران خلیده برچیدی
💡 خاک درگاه تو ای دلبر اگر گیرد هوا توتیای حور و چتر شاه سقلاطون شود
💡 خاک پایش توتیای دیدهٔ بینای ماست از برای روشنی در چشم بینا میکشد
💡 کی می شویم محرم خاک رهش اسیر تا توتیای گرد کدورت نمی کشیم
💡 یار را بینند گر بینند با چشم صفا زانکه دارد توتیای آستان هو به چشم