توتیای بحری

لغت نامه دهخدا

توتیای بحری. [ ی ِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) توتیةالبحر. اورسن. بلوط دریائی... صدفی پوشیده از نک ها. ( از دزی ج 1 ص 154 ). قنفذالبحر. توتیاالبحر. خارپشت دریائی. ( از فرهنگ فرانسه - فارسی نفیسی در ذیل اورسن ). حیوانی است دریائی از شاخه خارپوستان به حجم یک سیب و تیره رنگ که بدنش از یک صدف کروی شکل کاملاً محکم پوشیده شده و دارای خارهای بسیار است.

فرهنگ فارسی

توتیه البحر.

جمله سازی با توتیای بحری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غبار موکب او توتیای چشم ملوک دعای دولت او مومیای جان کرم

💡 چندان بود ضعیف که یک روز چشم را سرمه کشد به لطف و کرم توتیای او

💡 ای توتیای دیدهٔ من خاک کوی تو کم گشته آبروی من از عشق روی تو

💡 به دیده لای خمش توتیای پرورده گل سبوی وی از سرمه صفاهانی

💡 گرد میدان وغا را توتیای دیده کن گرد هیجا توتیای دیدهٔ شیر نر است

💡 چون هر سحر خیالش بر عاشقان بتازد گرد غبار اسبش صد توتیای توبه

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز