تهور کردن

لغت نامه دهخدا

تهور کردن. [ ت َ هََ وْ وُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بی باکی کردن و خود را در مهلکه انداختن و رشادت نمودن. ( ناظم الاطباء ):
بلی گفت دزدان تهور کنند
به بازوی مردم شکم پر کنند.سعدی ( بوستان ).مقابلت نکند با حجر، به پیشانی
مگر کسی که تهور کند به نادانی.سعدی.|| گستاخی کردن. بی پروائی کردن. شوخ چشمی کردن. بی باکی کردن: در منازعتی که می رفت میان بختیارو عضدالدوله، بی ادبیها و تعدی ها و تهورها کرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 191 ). رجوع به تهور و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

بی باکی کردن و خود را در مهلکه انداختن و رشادت نمودن

جمله سازی با تهور کردن

💡 در سه موقع کار نتوان با تهور یا شتاب گر بکوشش رستمی یا در نبرد افراسیاب

💡 ملک گفت: همه نیکی‌ها را گم کردی! گفت: این وصف چهار تن را زیبا نماید: آنکه جور و تهور را فضیلت شِمُرَد؛ و آنکه به رای خویش معجب باشد؛ و آنکه با دزدان اِلف گیرد، و آنکه زود در خشم و دیر (در) رضا گراید.

💡 پس اين چهار حالت يعنى تهور و جبن كه افراط و تفريط در باب دفع ضرر است و شرهو خمول كه افراط و تفريط در باب جلب نفع است، همه ازرذائل اخلاقى اند.

💡 بر شجاعت پیشه ننگ است از تهور دم مزن حرف جوهر برنیاید از زبان شمشیر را

💡 4 در جنگ بدر، من از تهور بى باكى قريش شگفت زده شدم. (و اين در حالى بود كه )وليد بن عتبه را كشته بودم و عمويم حمزه، عتبه را را به هلاكت رسانده بود ومن در كشتن شيبه (فرزند ديگر عتبه ) سهيم بودم.

💡 اما پس از اينكه پيامبر خدا(ص ) خيبر را بگشود و كار آنجا را يكسره كرد، خداوند تهور ودلاورى ايشان را ببرد و دلهاشان را از ترس مالامال ساخت. پس فرستاده اى به خدمت پيغمبر فرستادند و با واگذاشتن نيمى از فدك بهوى پيشنهاد صلح و سازش دادند؛ و پيامبر خدا هم آن را پذيرفت (459).