لغت نامه دهخدا
تنگ برد سفیدبالا. [ ت َ ب َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طیبی گرمسیری است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع است و 100 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
تنگ برد سفیدبالا. [ ت َ ب َ س ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طیبی گرمسیری است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع است و 100 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی از دهستان گرمسیری است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان واقع است.
💡 چنین تا شب تیره آمد به تنگ برو خیره شد دست پور پشنگ
💡 وسعت عیش جهان در خور خرسندی بود عالمی را ز دل تنگ به زندان کردیم
💡 تا لب جانان ز تنگی شکل انگشتر گرفت پشتم از بار فراقش صورت چنبر گرفت
💡 شکافی کهن دید در ناف سنگ رهی سوی آن رخنه تاریک و تنگ
💡 جولان خیالت را چشم تو به یک غمزه اندر دل تنگ من بشکافته ره کرده
💡 چنان شد ز بس کشته در رزمگاه که گفتی جهان تنگ شد بر سپاه