لغت نامه دهخدا
تنک مزاج. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ م ِ] ( ص مرکب ) خیالی و وهمی و تندخو. ( ناظم الاطباء ).
تنک مزاج. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ م ِ] ( ص مرکب ) خیالی و وهمی و تندخو. ( ناظم الاطباء ).
خیالی و وهمی و تند خو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا طبع آب تر بود و طبع خاک خشک واندر جهان مزاج بود هر دو را مدام
💡 مزاج نازک احباب را فهمیده ام صائب چو غنچه مهر خاموشی به لب با صد زبان دارم
💡 بوی راحت چون توان برد از مزاج این دیار نوشدارو چون توان جست از دهان اژدها
💡 بـه عـرض عـالى مـيـرسـانـد: مـرقـوم شـريـف كه حاكى از سلامت مزاج محترم بود و حاوىاستفسار از اينجانب بود و اصل سلامت و توفيق جنابعالى را خواستار است.
💡 ولى عاقل آن است كه هيجان اين دو نيرو را به عهده مزاج بگذارد كه خود به خوبى ازعهده برآمده و امضاى سياست ربانى و تمشيت مقتضاى مشيّت الهى به كمك فكر و ذكرخواهند نمود.
💡 تو آن کسی که ز باران فتح باب کفت مزاج سنگ شود مستعد نشو و نما